تاثیر ایدئولوژی

این موضوع که حکومت فعلی کشور از نظرهایی لنگ می زنه یا با مشکلات متعددی روبه روست چیزی نیست که حتی سیاست مدارهای فعلی هم کتمان کنن. گاهی به مشکلات متفاوتی در این رابطه اشاره میشه اما از دید من مشکل فعلی کشور بسیار ریشه ای تر از مشکلاتیه که بهشون اشاره میشه. ریشه مشکلات به نوعی مرتبط با رابطه حکومت و ایدئولوژی اونه.

نظام های حکومتی، برای حکومت کردن بر مردم به دو بازوی متفاوت هم مکمل نیاز دارن:

  • قدرت یا authority
  • ایدئولوژی یا باور که میشه همون ideology

مفهوم قدرت برای همه ما شناخته شده است. چیزی که حکومت فعلی بسیار به اون اتکا کرده. قدرت معمولا از طریق نیروهای اطلاعاتی، انتظامی و در سطح بالاتر نظامی اعمال میشه. حکومت از طریق اعمال قدرت می تونه مردم رو وادار به اجرای تفکرات و دستوراتش بکنه و از طرفی از اشوب جلوگیری کنه. در حال حاضر اعمال قدرت بخش بزرگی از تلاش حکومت برای نگه داشتن نفوذش در کشوره، که البته خودش به مشکلات بسیار عدیده منجر شده.

اینکه ایدئولوژی چکار میکنه کمی پیچیده تره. ایدئولوژی در واقع به مجموعه ارزش ها و تفکراتی اطلاق میشه که کشور بر مبنای اونها اداره میشه. مثلا در جمهوری اسلامی، حکومت از یک ایدئولوژی تقریبا اسلامی (به دلایلی نمیشه گفت تمام اسلامی) برای اداره کشور استفاده میکنه. این ایدئولوژی به سیاست مدارها نشون میده در مورد تصمیمات مهم کشوری چه جانبی رو بگیرن و چه قوانینی رو تصویب کنن.

چرا جمهوری اسلامی در بعد ایدئولوژیک با مشکل رو به رو شد

مشکل اصلی در بعد ایدئولوژیک در جمهوری اسلامی دقیقا در ابتدای انقلاب اتفاق افتاد. این انقلاب از تعدادی افراد کلیدی برای تبیین ایدئولوژی استفاده می کرد و تعدادی از افراد هم بودن که بازوهای اجرایی این ایدئولوژی بودن. برای اشاره به بعضی از  افراد کلیدی در تبیین ایدولوژی جمهوری اسلامی میشه از این سه فرد نام برد:

  • شهید مطهری
  • شهید مفتح
  • شهید بهشتی

همینطور که از واژه شهید در ابتدای نام این افراد مشخصه این افراد دیگه زنده نیستن. در واقع انقلاب اسلامی این افراد رو در همون ابتدای مسیرش از دست داد. با از دست دادن این افراد کلیدی، تنها اعضای اصلی باقی مونده از گروه افراد انقلابی، افراد اجرایی بودن. افراد اجرایی انقلاب در اون زمان تصمیم گرفتن ایدئولوژی تولید شده در همون زمان رو برای بقیه انقلاب به کار ببرن. طبیعتا اون طرز فکر در اون زمان با طرز فکر اکثریت مردم منطبق بود. در زمان انقلاب، طرز فکر انقلاب یک طرز فکر محبوب در بین مردم بود و این افراد هم ایدئولوژی نظام رو  بر همین اساس طراحی کرده بودن.

با گذشت زمان، ایدئولوژی جامعه تا حدی دچار تغییر شد اما در نظام فرد یا افرادی با قدرت کافی برای ایجاد تغییر در ایدئولوژی نظام وجود نداشت. پس نظام به اجرا و تولید قوانین با توجه به ایدئولوژی اولیه انقلاب ادامه داد. این موضوع باعث شد با گذشت زمان، قوانین تولید شده و اجرا توسط حکومت منطق خودشون رو در جامعه از دست بدن. بسیاری از انتقادهایی که توسط جوانان به قوانین میشه در واقع به علت عقب ماندگی ایدئولوژیک حکومته، و این شکاف رفته رفته در حال افزایشه.

برای جبران کردن این شکاف، حکومت به جای اصلاح ایدئولوژی قبلی و تغییر اون مطابق با نظر فعلی جامعه، اقدام به اعمال اون توسط قدرت میکنه. در واقع حکومت سعی میکنه ایدئولوژی محبوب در ۴۰ سال پیش رو با استفاده از زور به مردم امروز تحمیل کنه. این موضوع در مرحله اول باعث نفرت از این ایدئولوژی و در مرحله بعد نفرت از حکومت میشه.

شاید اگر یکی یا سه نفر از افراد کلیدی ای که بالا بهشون اشاره شد الان زنده بودن، اولین کاری که انجام میدادن تغییرات اساسی در ایدئولوژی حکومت و اصلاح اون با توجه به شرایط فعلی جامعه بود. اما متاسفانه این افراد دیگه نیستن، باید دید حکومت تا چه زمانی میتونه فاصله بین ایدئولوژی خودش و مردم رو از طریق قدرت جبران کنه.

3 دیدگاه برای «تاثیر ایدئولوژی»

  1. سلام
    خیلی نظرات عجیبی داری. برخی مواردی که گفتی رو قبول دارم اما اکثرش رو خیر. در واقع فکر نمیکنم که این نظرات از کسی باشه که آشنا با مسائل روز باشه بلکه آشنا به تفکرات «اون طرف آبی ها» یا همون ضد انقلابهاست. البته از نوع متفکرش 🙂
    اینکه تصور کنی حکومت داره با اجبار و با کاربرد قدرت کاری میکنه که خلاف نظر مردمه، خیلی راحت رد میشه؛ ببین… ساختار حکومت ما طوری هست که قدرت به قوایی تقسیم میشه که اصلی ترین قوه همون قوه مجریه است که اصل و اساس قدرت ایران رو در دست داره. برای همینه که همه برای تصاحب جایگاهش سر و کله میشکنند حتی کسانی که اعتقاد به براندازی نظام دارند!
    جریان و سمت و سوی بسیاری از امور مملکت دست این قوه است. کما اینکه یک دوره رویکرد ضد صهیونیستی به خود میگیره و حتی یک دوره رویکرد مذاکره با آمریکا!!!
    دلیل این تفاوت فاحش، «اثر مستقیم» رای مردم بر انتخاب سرنوشت مملکتشونه. مردم میتونن بنی صدر رو سر کار بیارن، میتونن خاتمی رو سرکار بیارن، میتونن احمدی نژاد رو سر کار بیارن و میتونن روحانی رو سر کار بیارن.
    اگه دقت کنی میبینی که رهبر در واقع نقش صیانت از نظر مردم رو داره و حتی نظر شخصی خودش رو هم اعمال نمیکنه!
    اثباتش، نظر صریح و شفاف رهبر در مورد مذاکره با آمریکا و در عین حال اجازه اجرای اون به دولت منتخبی که شعار اصلیش مذاکره با آمریکا بود.
    در عین حال صیانت از حقوق عامه مردم (و نه تنها اون ۵۱ درصد) و تلاش در مدیریت مشکلات احتمالی میکنه که نمونه واضح اون ابلاغ شروط ۹ گانه به دولت فعلی برای پذیرش برجام و توصیه های بیشمار به دولت و مجلس برای تحلیل برجام قبل از پذیرش قانونی بود.
    اینکه کسی بگه مردم از حکومت جدا هستند بدون اینکه دلیل یا شاهدی بیاره، علمی و دقیق نیست و صرفا ادعاست. مردم نظر خودشون رو پای صندوق‌ها نشون میدن.
    یک محاسبه غلطی که در زمان خاتمی رخ داد، این بود که همین گمانها رو میکردند و جملاتی میگفتند که در تاریخ انقلاب نظیر نداره!!!
    اما دور بعد با کمال تعجب، احمدی نژاد انتخاب شد! 🙂
    بنابراین نباید زود برداشت کرد. تحلیل این رفتار مردم با خودت.
    من هر چه گفتم سعی کردم بر اساس چیزهای ملموسی باشه که همه دیدیم و اثباتش هم بسیار راحت باشه.
    برای مابقی مواردی که بیان کردی هم، میتونی خودت تحلیل کنی 😉
    موفق باشی همکار!
    (کارشناس IT، کارشناس ارشد برنامه نویس و طراح تجربه کاربری UX هستم)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *