پیر شدن

داشتم یه ویدئوی جدید از جیم کری می دیدم اولین چیزی که متوجه شدم این بود که واقعا چقدر پیر شده. وقتی الان بهش نگاه میکنم من خودمم دیگه اونقدر جوون نیستم. ۳۰ سالگی یعنی احتمالا نصف زندگی مفیدم گذشته. یه واقعیت دیگه اینه که هرچی به اخر زندگی نزدیک تر میشیم سرعت حرکتش بیشتر میشه.

یادمه وقتی بچه بودم برای گذشتن ۱۰ دقیقه تا پیش از شروع برنامه کودک چقدر منتظر می موندم. انگار ثانیه ها کند تر می گذشت (البته از نظر علمی هم بسیار ممکنه که زمان برای یه بچه دیرتر بگذره) الان ساعت ها اونقدر سریع می گذره که ادم متوجه گذر زمان نمیشه. به هر حال چیز مهمی که بیشتر فکرم رو مشغول می کنه، اینه که ما احتمالا اولین نسلی هستیم که به طور جمعی به ابزاری برای ابراز خودمون دسترسی داریم. میتونیم افکارمون رو بنویسیم، می تونیم در مورد خودمون صحبت کنیم و گذر عمرمون رو توی فضای اینترنت ببینیم.

احتمالا صدها سال بعد یکی از تفریحات مردم این خواهد بود که چیزهای جالب و افراد جالب رو از درون تاریخ پیدا کنن. توی فضای قدیمی نت بگردن و اطلاعات رو زیر و رو کنن تا یه ادم زیرخاکی جالب پیدا کنن و ببینن چطور فکر می کرده. شاید هم ما اونقدر کوته فکر و ضعیف به نظر برسیم که هیچ چیز جالبی برای نسل بعدی خودمون نداشته باشیم. تولید همه چیز داره اونقدر اسون میشه که ارزش همه تولیدات به صفر میرسه، حتی افکار هم اونقدر زیاد تولید میشن که دیگه چیزی که در گذشته بوده هیچ ارزشی نداره.

به هر حال به نظرم چیز جالبیه که ۱۰ سال دیگه بشینم و چیزی که امروز نوشتم رو بخونم. یا حتی ۲۰ سال دیگه بچه ام بشینه و چیزی که باباش نوشته رو بخونه.

آیا غذای تراریخته سرطان زاست؟

پیش از اینکه به این سوال پاسخ بدم کمی در مورد محصولات تراریخته توضیح میدم. محصولات تراریخته به طور ساده، به دسته ای از محصولات کشاورزی گفته میشه که DNA اونها به نحوی غیر طبیعی با هدف ایجاد خصوصیات بهتر تغییر داده شده.

تغییر ژنیتیکی با چه هدفی انجام میشه؟

تغییرات ژنیتیکی در محصولات کشاورزی معمولا با دو هدف انجام میشه:

  • مقاوم کردن گیاه به نوع یا انواعی از افت: در طول سمپاشی برای از بین بردن علف های هرز، در صورتی که خود گیاه به اون سم مقاوم نباشه، خود گیاه هم به همراه آفت از بین میره. به همین دلیل تغییراتی در گیاه به وجود آورده میشه تا دیگه به اون نوع خاص از آفت اسیب پذیر نباشه. در نهایت این کار باعث میشه بهره وری در تولید محصول به شدت بالا بره و البته استفاده بهتری از سم پاشی بشه.
  • مقاوم کردن اونها به نوعی آفت: در صورتی که گیاه نوعی آفت مشخص داشته باشه. با تغییرات اندک ژنتیکی نوعی سم مختص اون آفت در گیاه تولید میشه تا دیگه به اون نوع از آفت اسیب پذیر نباشه. شاید اینکه در گیاه سم ایجاد میشه ابتدا کمی ترسناک به نظر بیاد اما من لیستی از گیاهانی که دارای سم داخلی برای دور کردن آفت هستن رو می نویسم تا ببینید این موضوع چقدر در طبیعت رایجه: چای، قهوه کاکائو، و … . این گیاهان همه دارای سم هستن اما در طبیعت ممکنه چیزی که برای موجود سمیه برای دیگری نباشه (مثلا کاکائو برای سگ سمیست).
  • ایجاد تغییرات برای وقف دادن گیاه با شرایط سخت تر آب و هوایی: از طریق ایجاد تغییرات ژنتیکی میشه مقدار آب مورد نیاز یا دمای حیات گیاه رو تغییر داد. از این طریق میشه زمین های بد آب و هوای بیشتری رو زیر کشت برد و تولید محصولات رو افزایش داد.
  • اضافه کردن ویتامین ها یا مواد مغزی به گیاه: این کار خیلی کمتر از دو مورد قبلی انجام میشه اما برای برخی از گیاهان اجرا شده. با این کار میشه برخی مواد مغزی و مورد نیاز بدن رو در گیاه تولید کرد تا از انواع سوء تغذیه جلوگیری بشه.

مگه قبلا که مردم بدون محصولات تراریخته زندگی میکردن مشکلی داشتن؟

واقعیت اینه که جمعیت جهان به مراتب بیشتر شده و البته استانداردهای زندگی هم به مراتب ارتقا پیدا کردن. در زمان قدیم، حتی تا همین صد سال پیش افراد زیادی در کشور خودمون ایران به خاطر گرسنگی میمردن (الان اگر این موضوع وجود داشته باشه هم خیلی کم شده). از طرفی میزان زمین های قابل کشت در جهان خیلی بیشتر نشدن. در واقع انسان چاره ای به جز افزایش بهره وری تولیدات کشاورزی نداره. ایجاد محصولات تراریخته یکی از بهترین روش های این کار خواهد بود. در صورتی که امکان استفاده از چنین فن آوری هایی وجود نداشته باشد قیمت غذا انقدر بالا میرود که طبقه فقیر جامعه دیگر امکان خرید غذا ندارند.

از کجا معلومه که محصولات تراریخته سرطانزا نیستن؟

موسسات بهداشتی در جهان به شدت با تردید به تولید این مواد نگاه می کنن و آزمایشات سنگینی برای اثبات خطرزا نبودن آنها انجام میشه. در صورتی که خطر بزرگی در استفاده از آنها وجود داشت مطمئنا از تولید آنها جلوگیری می شد. شاید فکر کنید شرکت های بزرگ تنها به فکر سود خود هستند اما طبیعتا دولت ها اجازه استفاده از محصولاتی که به مردم آسیب میرساند را نمی دونن.

البته این واقعیت وجود داره که ایجاد تغییرات در گیاهان ممکن است با ریسک هایی (به ویژه برای محیط زیست) همراه باشه. اما این ریسک ها انقدر زیاد نیستن که نیاز به نگرانی عمومی در رابطه با این محصولات وجود داشته باشه. مردم میتوانن به سادگی از این محصولات استفاده کنند. در واقع همین حالا هم بخش بزرگی از تولیدات کشاورزی جهان از طریق گیاهان تراریخته انجام می شن.

اگر اینطور نیست پس چرا اینقدر مخالفت با این محصولات وجود داره؟

در واقعیت زمانی که اولین بار استفاده از واکسن مرسوم شد، مقاومت اجتماعی بسیار بسیار بیشتری با اون وجود داشت. هر تغییر علمی جدیدی که به نوعی با زندگی ما رابطه دارد برای مردم بسیار حساس است و یک شایعه کوچک کافیست تا حساسیت زیاد مردم را در پی داشته باشه. ما حالا میبینیم که وجود واکسن جان چند نفر رو نجات داده. بهتره در این رابطه کمی به دانشمندان اعتماد داشته باشیم و اجازه بدیم مضر بودن یا نبودن این محصولات رو اونا شناسایی کنن (منظور از دانشمندا مجری تلویزیون یا ماهواره نیست!).

قیمت واقعی دلار چقدر است؟

در اقتصاد آزاد مفاهیم مرتبط با ارزش همیشه نسبی هستن و همین موضوع هم جواب ما رو کلی طولانی میکنه. (منم دوست داشتم جواب همون شوهر عمه ای که گفته دلار واقتی ۱۲۰۰۰ هزار رو بدم و بحث رو تموم کنم.)

ارزش در اقتصاد چطور شناسایی می شود؟

ارزش در اقتصاد ازاد به طور پایه بر اساس موازنه عرضه و تقاضا مشخص می شود. این یعنی هیچ چیزی به طور مطلق ارزشی ندارد و فاصله عرضه و تقاضای هرچیزی با توجه به برخی اصول ساده، ارزش واقعی آن در بازار را ایجاد می کند. پس در شکل ایده آل اگر من ساعتی داشته باشم که هیچ کس در جهان آن را نخواهد ساعت من مطلقا بی ارزش است. البته محاسبه بالاترین ارزش ساعت من کمی پیچیده است.

ارزش ارز چطور مشخص می شود؟

ساختارهای اقتصادی بسیار پیچیده هستند و من در اینجا نسخه بسیار ساده شده را توضیح می دهم پس جزئیات بسیار زیاد دیگری هم در این بین وجود دارد، اما در یک اقتصاد مدرن میتوان گفت ارزش یک ارز بر اساس دو المان میزان پول چاپ شده و میزان تولید ناخالص داخلی مشخص می شود. البته این در صورتی که تمام تولید ناخالص داخلی یک کشور قابل معامله باشد (مثلا کشور تحریم نباشد). بیایید دو کشور بسیار کوچک را فرض کنیم و ارزش ارز بین ان دو را بررسی کنیم:

کشور شماره یک ارزی به نام “ریال” دارد. در این کشور کل دارایی یک گوسفند است. این کشور ۱۰۰ ریال پول چاپ کرده است. کشور دوم ارزی به نامه “دلار” دارد. کل دارایی کشور دوم چهار گوسفند است. این کشور ۱۰۰ دلار پول چاپ کرده. حال اگر بخواهیم “ریال” را با “دلار” عوض کنیم چطور ارزش ان را حساب می کنیم. طبیعتا در این مثال ساده ارزش دلار ۴ برابر ریال است (چون دارایی کشور دوم نسبت به پول چاپ شده اش چهار برابر اولی است) پس هر ۴ ریال می شود یک دلار.

این شکل بسیار ساده نشان دهنده نحوه ایجاد توازن در ساختار ارزها بود. پس هر قدر پول بیشتری چاپ شود ارزش ارز کمتر می شود و از طرف دیگر هر قدر اقتصاد یک کشور بزرگتر باشد ارزش پولش بیشتر می شود.

چرا دلار و ریال این مسخره بازی را دارند؟

این موضوع به مفهومی به نام تعادل اقتصادی برمیگردد، ارزش واقعی دو ارز زمانی معنی پیدا می کند که تعادل اقتصادی بین آن ها وجود داشته باشد. تعادل اقتصادی به معنای یک نظام ساختار یافته از تجارت بین کشورهاست که تعادل را بین کالا و ارز به وجود می آورد. متاسفانه چنین نظامی بین ایران و بیشتر کشورهای جهان وجود ندارد پس در کشور ما دلار ارزش واقعی مشخصی ندارد و ارزش آن میتواند به سرعت افزایش پیدا کند.

با فرض مثال گفته شده بالا اگر کسی در خیابان داد بزند که من یک دلار شما را با ۸ ریال عوض می کنم، شما چه فکری می کنید:

“خب اگر من بابت یک دلار ۸ ریال دریافت کنم با فرض اینکه گوسفند در کشور همسایه ۴ ریال است (با فرض ۰ بودن تعرفه صادرات) من گوسفند را از انجا میاورم و کلی هم سود می کنم”

طبیعتا با کاهش ارزش پول یک کشور، تجار کشورهای دیگر (کشورهایی که پول انها با ارزش شده) برای خرید محصولات به این کشور هجوم می آورند. مثلا فرض کنید یک امریکایی با دلار فعلی میتواند چقدر محصولات از ایران را ارزان بخرد یا چقدر در ایران تفریح کند. اما این اتفاق نمی افتد و دلیلش هم یک واژه بسیار آشناست: “تحریم”.

به علت وجود تحریم های اقتصادی کسی برای خرید محصولات ایرانی وارد ایران نمی شود و این موضوع باعث کاهش بیش از حد ارزش پول ایران می شود. تنها محصولی که از ایران خریداری می شود نفت است، بنابراین تنها دولت است که بر دریافت ارز مدیریت دارد و همه می دانند مدیریت دولتی چه طبعاتی داشته.

افزایش قیمت دلار تا کجا می تواند ادامه داشته باشد؟

در صورتی که تحریم و عدم ارائه ارز توسط دولت ادامه پیدا کند محدودیتی برای افزایش قیمت دلار وجود ندارد. از طرفی بی ثباتی اقتصادی خود میتواند باعث تمایل بیشتر مردم برای تبدیل پول خود به دلار شود که تقاضا برای دلار و عرضه برای ریال را افزایش میدهد و خود باعث افزایش قیمت دلار می شود (چیزی که در حال حاضر در حال رخ دادن است).

چطور ارزش ریال به دلار افزایش می یابد؟

بهترین روش کوتاه مدت ارائه ارز توسط دولت است. دولت نفت را به دلار می فروشد (حداقل اگر تحریم ها این امکان را بدهد) پس تقریبا تمام درآمد نفتی دولت به صورت دلار خواهد بود. ارائه بخشی از ذخایر ارزی می تواند قیمت ارز را کاهش دهد. البته به واسطه شوک وارد شده به اقتصاد، احتمالا حتی اگر دولت به اندازه قبل هم دلار عرضه کند، قیمت دلار به همان اندازه کاسته نخواهد شد (این شاید برای دولت رضایت بخش هم باشد).

بهترین روش طولانی مدت هم رشد تولید خواهد بود. کشور باید بتواند گذشته از نفت محصولات بیشتری را تولید کند که کشورهای خارجی برای خرید آن تمایل دارند. در صورتی که مدیریت این محصولات به وسیله بخش خصوصی صورت گیرد احتمالا ثبات اقتصادی بیشتری در ایران اتفاق می افتد چون مجموعه های کوچک در مجموع می توانند یک مجموعه بزرگ و با توازن را ایجاد کنند.

 

  • نکاتی که من به آن اشاره کردم با توجه به اصول کلاسیک و پایه علم اقتصاد بود. در اقتصاد مدرن مفاهیم مرتبط بر ارزش گذاری به مراتب پیچیده تر و البته دقیقتر می شوند.

چرا ولخرجی برای اقتصاد خوب است؟

چرخش مالی بالا یکی از خصوصیات هر اقتصاد سالمی به شمار میره. این خصوصیت اونقدر بدهیه که حتی در دوره پیدایش اسلام هم برای ارتقا اون “خمس” ایجاد شده. چرخش مالی یعنی هر کس پولش رو به نفر بعدی بده. این پول به صورت دائم در دست افراد قرار بگیره و استفاده های مختلفی ازش بشه.

طبیعتا مفیدترین استفاده از پول، سرمایه گذاری تولیدی خواهد بود (در اقتصاد ما حداقل). اما واقعیت اینه که هر نوعی از خرج کردن پول به نوعی برای اقتصاد مفیده (اگر خرج کارهای غیر قانونی نشه). پس حتی کسی که در آمریکا از پولش برای خرید الکل استفاده می کنه در نهایت به نوعی به اقتصاد کمک کرده (کاری به بعد اخلاقیش ندارم).

در اینجا یکی از اهداف دولت ها این خواهد بود که در جامعه مسیرهای بسیار متفاوتی برای اقشار مختلف مردم ایجاد کنن تا به نحوی پولشون رو خرج کنن. هر طبقه اجتماعی با هر سلیقه باید بتونه به نوعی پولش رو برای چیزی که دوست داره خرج کنه و همین موضوع نهایتا کشور رو در مسیر یک اقتصاد سالم قرار میده.

اینجاست که ما به مشکل میخوریم. در کشور ما مسیر سالم برای خرج کردن پول برای بخش قابل توجهی از جامعه وجود نداره. خیلی از مردم دقیقا نمی دونن پولشون رو باید کجا خرج کنن (این البته محدود به افرادی میشه که پولی دارن!)، چون محلی مطابق سلیقه اون افراد وجود نداره. پس یکی از دو حالت زیر پیش میاد:

۱- اون فرد تفریحش رو خارج از ایران پیدا میکنه که نهایتا به این می انجامه که پول از کشور خارج بشه. این موضوع البته اونقدر هم بد نیست. طبیعتا نیازی که در داخل کشور ارضا نشده باید یه جای دیگه بشه.

۲- اون فرد پول رو بدون استفاده مفید نزد خودش نگه میداره. این حالت حتی از قبلی هم خطرناک تره. برای فردی که دانش یا جرات کافی برای سرمایه گذاری نداره، این پول تنها میتونه در انواع دلالی کاربرد داشته باشه یا نهایتا وارد سیستم بانکی بشه تا از بابت سود دریافت بشه. (اگر فکر می کنید که بانک ها به نوعی استفاده مفیدی از نقدینگی در کشور میکنن باید بگم که اونا خیلی بهتر از دلال ها نیستن) هر دو گزینه به نوعی به رکود اقتصاد داخلی منجر میشن. (حداقل در مورد اول برای یه کشور دیگه خوب میشه.)

من هر بار که خرج الکی بابت چیزی که دوست دارم می کنم (که البته خیلی اتفاق نمی افته) به این فکر می کنم که به اقتصاد کشورم کمک کردم!