چی شد که تلگرام اینقدر دردسر ساز شد؟

داستان دردسر ساز شدن تلگرام رو باید از تاریخ رسانه در ایران شروع کرد ولی ما میریم کمی جلوتر و از ۴۰ سال پیش شروع میکنیم (برای اصلاح قبل از اون کمی دیگه دیر شده!). ۴۰ سال پیش در اوایل انقلاب، وضعیت کشور بسیار حساس شده بود. برای مدت حدود ۱ تا ۲ سال آزادی بی حدی برای رسانه ها وجود داشت. همه نظرات خودشون رو میگفتن و مخاطب های متفاوتی هم برای هر نظری وجود داشت. نهایتا اوضاع کمی به هم ریخت و گروه ها مسلح روبه روی همدیگه قرار گرفتن. نتیجه این شد که تمام رسانه های عمومی شامل روزنامه ها، تلویزیون، رادیو و حتی انتشاراتی ها به شدت تحت کنترل قرار گرفتن و هرچیزی که به نحوی با ایدئولوژی حاکم متفاوت بود حذف شد. شاید بشه گفت در اون زمان با توجه به فضای هرج و مرج این کار خیلی هم دور از منطق نبود (من قضاوتی در این رابطه نمی کنم).

کنترل رسانه ها در اون زمان بسیار موثر بود و خیلی زود طبقات بزرگی از مردم معمولی جذب ایدئولوژی حاکم شدن و کشور اتحاد بیشتری پیدا کرد (البته اتفاقا دیگه ای هم افتاد که من وارد اونا نمی شم). این دوران رو میشه “دوران طلایی رسانه های دولتی” هم نامید. کمی بعد از محدود کردن بقیه رسانه ها تمام مخاطبان بدون رقیب در دست رسانه های دولتی به ویژه صداو سیما بودن. برنامه های خوبی هم در طول دهه ۶۰ تولید شد.

بعد از گذشت مدتی به واسطه عدم وجود رقابت کیفیت رسانه های دولتی کاهش پیدا کرد. البته این کاهش کیفیت هنوز هم تاثیری روی مخاطبین رسانه های دولتی نداشت چون مردم چاره ای به جز استفاده از رسانه های دولتی نداشتن. همه این رسانه ها با مدیران تنبل و بی کفایت پر شدن و افراد با کفایت هم انگیزه خودشون رو برای کار کردن از دست دادن. در یک فضای بی رقابت هیچ فرقی نمی کرد که چه برنامه ای تولید بشه، به هر حال مردم باید نهایتا همون رو نگاه میکردن.

ماهواره وارد می شود!

ماهواره قبلا هم وجود داشت، اما از اوایل دهه ۸۰ استفاده از اون خیلی بیشتر شد، این موضوع به دو دلیل بود، اول ارزون شدن سخت افزار مورد نیاز برای اون و دوم تجربه افرادی که قبلا ماهواره داشتن. با پایین اومدن بیشتر و بیشتر کیفیت برنامه های تلویزیون استفاده از ماهواره به واسطه تفاوت زیاد کیفیت برنامه ها برای مردم به صرفه بود. مردم حاضر بودن ریسک داشتن ماهواره رو هم بپذیرن ولی به جاش برنامه های مفرح ببینن.

حتی با شروع این موج هم تلویزیون به فکر افزایش کیفیت نیوفتاد. همچنان برنامه های کسل کننده و بی کیفیت با هزینه های تولید بالا به مردم تحویل داده میشد. مدیران تلویزیون هم با سرعت زیادی عوض می شدن و افراد به قولی “مومن” جاشون رو میگرفتن که توانمندی کافی برای تولید برنامه های خوب رو نداشتن و فقط بیشتر با ایدئولوژی حکومت (که حالا خیلی با طرز فکر مردم فاصله پیدا کرده بود) نزدیک بودن.

به جای بالا بردن کیفیت برنامه ها، مسئولین به فکر جمع کردن دیش ها افتادن. این موضوع در چند فاز اجرایی شد اما نه تنها تاثیر مثبتی نداشت بلکه مردم دیگه رو از چیزی به نام ماهواره آگاه کرد. در واقع همه کنجکاو شدن ببینن این چیزی که ممنوعه چیه اصلا.

شبکه های اجتماعی وارد می شوند!

در حالی که مسئولین در حال فکر برای محدود کردن استفاده از ماهواره بودن تکنولوژی همینطور پیشرفت کرد و یه دفعه یه مسیر بسیار جدید و خیلی سریعتر برای انتقال اطلاعات به وجود اومد. شبکه های اجتماعی بسیار سریع تمام بازار رسانه ای کشور رو گرفتن. از اونجایی که رسانه های کشور تا به امروز بدون رقیب کار کرده بودن، به هیچ عنوان امادگی رقابت با این شبکه های جدید رو نداشتن. جالبه مجددا به جای عوض کردن مدیران  قبلی و اوردن نیروهای توانمند، مسئولین به همون روش بکر قبلی رو اوردن. یک به یک شبکه های اجتماعی مثل توئیتر، فیس بوک و هرچیزی که نحوی امکان انتقال اطلاعات در اون وجود داشت فیلتر شدن.

تلگرام وارد می شود!

شبکه های اجتماعی مبتنی بر تلفن های هوشمند، فاز جدیدتر رسانه ها بودن. زمانیکه تلگرام برای اولین بار از کانال هاش رو نمیایی کرد در مدت چندین ماه تقریبا همه رسانه های دیگه شکست خوردن. تقریبا همه مردم اطلاعات رو از طریق تلگرام به دست می اوردن. دسترسی به همه رسانه ها در تلگرام ازاد بود. از اونجا که رسانه های داخلی توانایی رقابت رو نداشتن اصلا نتونستن از این فضا به خوبی استفاده کنن. در مقابل رسانه های با تجربه ای مثل بی بی سی خیلی سریع مخاطبشون رو جذب کردن (اینم بگم که به نظر من بی بی سی گذشته از دیدگاهش واقعا یک رسانه حرفه ایه).

مسئولین نابغه مجددا همون روش رو پیش گرفتن. طبیعتا با توجه به ضعف در رسانه های داخلی هیچ تفاوتی نمیکنه که چقدر مسیرهای مختلف بسته بشن. موضوع اصلی اینه که مفهوم رقابت ازاد برای مسئولین ما تعریف نشده و به خودشون اونقدر اعتقاد ندارن که باور داشته باشن در یک رقابت ازاد برنده میشن. پس تمام تلاش خودشون رو می کنن که نهایتا از طریق محدود کردن فضا به نحوی مخاطب رو به دست بیارن. اما این کار با گذشت زمان سخت و سخت تر میشه.

قدرت رسانه ای

داشتم کانال های تلگرامی رو نگاه می کردم و به میزان فالوورهای هر کانال میزان قدرت رسانه ای هر کانال فکر میکردم. در ذهنم سعی می کردم با توجه به شرایط هر کانال یک عدد به آن بدم.

قدرت رسانه ای در واقع یک مفهوم بسیار واقعی در زندگی روزمره انسان هاست که اهمیتش اصلا به دوران مدرن محدود نمی شه. حتی در دوران باستان هم به ویژه در جنگ از سلاح های رسانه ای برای از بین بردن روحیه طرف مقابل استفاده میشده که در بسیاری از موارد خیلی هم موثر بوده.

چیزی که گاهی باعث تعجب من میشه، ضعف شدید سیستم رسانه ای کشور خودمونه. با توجه به چیزی که من از رفتار رسانه های دولتی و شبه دولتی می بینم، هیچ سیاست دقیقی در رفتار اونها وجود نداره. میزان قدرت رسانه ای کشور ما از طریق تحت تاثیر قرار گرفتن سریع مردم از طریق رسانه های غیر رسمی کاملا قابل لمسه! در واقع فضای رسانه ای کشور ما اصلا در اختیار حکومت نیست، هر کسی پابه رهنه میتونه وارد بشه و حرفی بزنه و همه فضا رو تحت تاثیر قرار بده. شاید از دید کسی که موافقت زیادی با سیستم سیاسی کشور نداره این مشکلی نداشته باشه اما از خیلی از نظرات این موضوع زمینه سوء استفاده های حتی مالی از مردم رو ایجاد می کنه! این که دلیل این ضعف چیه به نظر من موارد زیره:

  • برای یک دوره طولانی مدت، مدیران رسانه ای کشور ما با بستن فضای رسانه ای و سانسور سعی کردن از طریق ابزارهای خودشون فضا رو در دست بگیرن. در این شرایط طبیعتا فضای رسانه ای در دست حکومت بود اما به علت عدم وجود رقابت، ساختار رسانه ای دولتی بسیار تنبل و ضعیف شد. در واقع در اون شرایط هیچ نیازی به تلاش برای گرفتن قدرت رسانه ای وجود نداشت پس چیزی که قرار بود تاثیر مثبت رسانه ای برای کشور داشته باشد به ضرر کشور تمام شد.
  • دستگاه رسانه فعلی هنوز میزان هزینه انتشار دروغ را متوجه نشده. هربار که یک رسانه به دروغ یک خبر را منتشر یا تکذیب می کند این موضوع برایش به شدت گران تمام می شود چون اعتماد عمومی به آن کاهش پیدا می کند. رسانه های ما به سادگی از این روش استفاده می کنند و فکر می کنند مردم هر بار این حرفها را باور می کنند. چیزی که نهایتا اتفاق افتاده از بین رفتن تقریبا کامل اعتماد عمومی به رسانه هایی مثل تلویزیون است.
  • دستگاه رسانه ای ما هنوز هم مطابق خروجی اش پول دریافت نمی کند. اگر اینطور بود باید بودجه صداو سیما و کیهان به شدت کمتر می شد. پس مسئولین فعلی این دستگاه ها هم دلیلی نمی بینن که بخواهند برای به دست آوردن قدرت رسانه ای تلاش کنند. در واقع یک اشتباه بزرگ در ارزش گذاری سیستم های رسانه ای در ایران، ارزشگذاری آنها بر اساس میزان وفاداری به جای قدرت رسانه ایست. در نتیجه ما در ایران به جای رسانه های قدرتمند و قابل اعتماد، تعداد زیادی رسانه وفادار اما بدون قدرت داریم. این رسانه ها در عمل هیچ کاربردی ندارند.
  • در کشورهایی مثل ایالات متحده، معمولا دسته ای از باهوشترین و علاقمندترین افراد جامعه جذب دستگاه های رسانه ای می شوند. در ایران گذشته از روزنامه های خصوصی، رسانه های عمومی و رسمی کشور از افرادی ببی استعداد و ی علاقه به رسانه پر شده. اینکه یک بسیجی یا یک روحانی تنها به واسطه بیکار بودن در یک روزنامه یا موسسه رسانه ای دولتی جذب شود تنها عمق خرابی را بیشتر می کند. این افراد هیچ آشنایی با ساختار سیستم های رسانه ای ندارند. خروجی رسانه این سازمان ها هم در نهایت بیشتر تبدیل به روزنامه دیواری دوران مدرسه است تا یک رسانه واقعی (البته بودجه دریافتی کاملا واقعی است.)

برای درک درست از یک سیستم قوی رسانه ای باید به کشوری مثل ایالات متحده نگاه کرد که از طریق ایجاد رسانه های قدرتمند و جذب عمومی اعتماد مردم به یکی از همین رسانه ها به طور کامل فضای رسانه ای داخلی کشورش را در دست دارد. در امریکا حتی رسانه های دولتی به طور ثابت در حال انتقاد از رفتارهای اشتباه حکومتی هستند تا بتوانند قدرت رسانه ای خود را حذف کنند. روند و کارکرد رسانه های این کشور در طول انتخابات اخیر واقعا جالب و پیچیده بود. طبیعتا برای در دست گرفتن فضای رسانه ای ایران توسط حکومت نیاز به افزایش شدید آزادی رسانه ای، جذب نیروهای با استعداد و حذف رسانه های به درد نخور در قدم اول خواهد بود البته شاید باز گذاشتن تلگرام و ایجاد محیط رقابتی اولین قدم در راه افزایش قدرت رسانه ای کشور باشد. باید منتظر ماند و دید نتیجه چه می شود.