کمی در مورد پلورالیسم!

اولین بار که من واژه “پلورالیسم” (معادل فارسی ان تکثرگرایی است) را خواندم حدود ۱۲ سال پیش بود. در دوره دانشجویی گاهی مقالات مرتبط با رشته خودم را بهبود می دادم. یکی از کاربران که اتفاقا به نظر خیلی منطقی بود، یک بنر (مطمئن نیستم اسمش بنر بود!) در صفحه اش گذاشته بود که “من طرفدار پلورالیسم سیاسی هستم!” من با خواندن ان برای اینکه بفهمم پلورالیسم دقیقا چیست مجبور شدم ده ها صفحه مطلب بخوانم. گاهی که به بحث های فلسفی نگاه می کنم، به نظر دانستن مفهوم پلورالیسم می تواند به روند آنها کمک کند. به نظرم کلا درک پلورالیسم می تواند خیلی از مشکلات اجتماعی را حل کند.

پلورالیسم اصلا یعنی چه؟

مفهوم پلورالیسم بسیار گسترده است. انواع متفاوتی از این مفهوم در علوم مختلف مثل پلورالیسم سیاسی، اجتماعی، فلسفی، دینی و … ایجاد شده اند، اما ریشه همه آنها تا زیادی مشابه است. پلورالیسم به این اصل اشاره می کند که نیاز نیست ما الزاما طرز فکر دیگران را بفهمیم یا قبول کنیم، اما میتوانیم این حق را برای دیگران نگه داریم که طرز فکری متفاوت با ما داشته باشند.

مثلا در پلورالیسم سیاسی، ممکن است من لیبرال باشم، اما این حق را برای دوست محافظه کارم قائلم که طرز فکر متفاوت خود را داشته باشد. این به معنی قبول طرز فکر او توسط من نیست. من فقط این را پذیرفته ام که افراد میتوانند طرز فکرهای متفاوتی داشته باشند. پلورالیسم دینی هم به طور مشابه امکان همزیستی دین ها در کنار هم را فراهم می کند. افراد با دو دین متفاوت نیازی نیست الزاما طرز فکر طرف مقابل را درست بدانند، کافیست حق اعتقاد به چیزی متفاوت را برای دیگران قائل شویم.

پلورالیسم در ریشه از این طرز فکر نشات گرفته که واقعیت می تواند وجوه متفاوتی داشته باشد و اعتقاد به یک وجه آن الزاما به معنی اشتباه دانستن دیگری نیست. باید به این نکته هم اشاره کرد که پلورالیسم تکثرگرایی در مقابل انحصار گرایی قرار می گیرد.

پلورالیسم چطور به حل مشکلات کمک می کند؟

تکثر اعتقادات و نظرات یک خصوصیت انسانی است. پس هیچ وقت جامعه به طور یکپارچه دارای یک نظر نخواهد بود. برای جلوگیری از نزاع بین افراد معتقد به هر طرز فکر، دو راه حل وجود دارد: ۱ – محدود کردن امکان ابراز تفکرات متفاوت از طریق اعمال زور (که همه با ان اشنا هستیم) ۲ – قبول تفاوت تفکرات و اجازه ابراز هر عقیده

باید به این نکته اشاره کرد که پلورالیسم در بعد سیاسی، الزامی به تقسیم قدرت بین تفکرات متفاوت ندارد. اما هر تفکر میتواند به طور ازادانه نظر خود را ابراز کند. در صورتی که این تفکر توسط اکثریت پذیرفته شد، در صورتی که حکومت دموکراتیک باشد خود به خود این تفکر قدرت را در دست خواهد گرفت.

نگاه کردن به جامعه ما حتی در ساده ترین سطوح (مثل کامنت های یک پست در اینستاگرام) این را نشان میدهد که مفهوم تکثر گرایی فکری در فرهنگ ما کاملا ناآشنا است. حتی در بین مخالفان سیاسی، اینکه کسی بخواهد طرفدار حکومت باشد به معنی زیر سوال رفتن تمام طرز فکر اوست. در این شرایط هر کس که از نظری با ما مخالف باشد، تمام منطق، شعور و اخلاق او زیر سوال خواهد بود. با وجود چنین طرز فکری تفاوتی بین حکومت ها نخواهد بود چون این مردم هستند که مجددا ساختاری ناپذیرا برای تفاوت افکار را ایجاد می کنند.

در قدم اول باید بپذیریم که هر کس می تواند طرز فکر متفاوت خودش را داشته باشد و حتی در صورت غلط بودن این طرز فکر، این موضوع تاثیری بر روی دیگر جنبه های زندگی او نخواهد داشت.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *