چرا اقتصاد ایران آشفته است؟

برای چنین سوالی طبیعتا دلایل بی شماری وجود داره اما در این مطلب تنها از دید بسیار کلی به وضعیت اقتصاد ایران نگاه می کنیم و وارد جزئیات نمی شیم.

نوع اقتصاد ایران چیست؟

این سوالیه که حتی اقتصاددان ها هم نمی تونن بهش جواب بدن. به نظرم وزیر اقتصاد هم نخواهد تونست به ایران سوال جواب درستی بده. ایران شکل یکپارچه ای از یک اقتصاد سوسیالیستی یا کاپیتالیستی نداره (البته هیچ کشوری دقیقا اینطور نیست اما در شکل قانونی یکپارچه تر هستن). در واقع اقتصاد ما به طرز عجیب و به هم ریخته ای ترکیبی از این دوتاست که امکان شناسایی رو از ما گرفته.

سوسیالیستی یعنی چی؟ کاپیتالیستی یعنی چی؟

در یه اقتصاد سوسیالیستی مالیات ها بالا هستن و دولت مدیریت بیشتری در روند کار شرکت های خصوصی می کنه، قوانین کار سختگیرانه تر پیگیری میشن و در مقابل دولت خدمات اولیه رو به صورت رایگان به مردم ارائه میده، خدماتی مثل تحصیل، درمان، بازنشستگی، … همگی دارای سوپسید بالا یا حتی رایگان هستن. در برخی کشورهای سوسیالیستی حتی بیمه بیکاری بالا هم پرداخت میشه. در شکلهای قوی تر ممکنه خدمات بیشتری مثل مسکن هم رایگان باشن. نمونه هایی از کشورهای سوسیالیستی یا نسبتا سوسیالیستی کشورهای اروپای مرکزی و اسکاندیناوی هستن.

برعکس در یک اقتصاد کاپیتالیستی یا سرمایه داری، مالیات ها پایین هستن و دولت دخالت کمتری در ساختار کار در کشور داره. در مقابل خدمات هم کمتر زیر نظر دولت انجام میشن، مثلا مدارس و بیمارستان های دولتی کم هستن و در صورت وجود خدمات دولتی، این خدمات به صورت محدودتری انجام میشن.

چی شد اقتصاد اینطور شد؟

در سالهای دهه ۵۰ درآمد نفتی ایران به شدت بالا رفت. این به شاه امکان حرکت به سمت یک اقتصاد سوسیالیستی رو میداد (با این فرض که این موضوع اعتراضات رو کم میکنه که البته نکرد) در یک سلسله تغییرات، سیستم درمانی کاملا رایگان ایجاد شد، دانشگاه های رایگان گسترش داده شدن و ساختار استخدامی استوارتری ایجاد شد. در مقابل شاه نتونست سیستم مالیاتی ایران رو گسترش بده و البته هزینه های اضافه رو از محل فروش نفت پرداخت کرد.

در ابتدای انقلاب درخواست برای حتی سوسیالیستی تر شدن اقتصاد خیلی زیاد بود. مردم توقع داشتن که چیزهای بیشتری رایگان بشه (با توجه به روندی که تا اون موقع جلو رفته بود) و البته قول های زیادی هم داده شد. پایه های اقتصادی ایران در اون زمان بر اساس یک سیستم کاملا سوسیالیستی ایجاد شد. حتی قانون اساسی دولت رو موظف به تامین کار برای همه مردم کرد. در همین بهبهه، جنگ شروع شد و روند اجرایی کشور برای سالهای زیادی به عقب افتاد.

بعد از جنگ هاشمی رئیس جمهور شد و دید مطابق قانون اساسی حجم زیادی از وظایف بر روی دوش دولته که باید انجام بده، جمعیت هم به مراتب بیشتر شده بود و این مشکلاتی رو به ویژه در بخش درمان و آموزش ایجاد کرده بود. از طرفی فروش نفت کمتر هم شده بود و ایران نظام مالیاتی دقیقی هم نداشت. هاشمی تصمیم گرفت سیستم اقتصادی ایران رو به سمت یه اقتصاد سرمایه داری ببره. این کار رو از طریق خصوصی کردن بخشی از شرکتهای دولتی شروع کرد و از طرف دیگه از دادن خیلی از خدمات اولیه شونه خالی کرد. بیمارستانهای دولتی خدماتشون رو کمتر کردن و چیزهایی مثل کمک به مدرسه (که از زمان جنگ شروع شده بود) و … ادامه پیدا کرد، تعاونی ها و کپن ها کم رنگ شدن و رفته رفته از بین رفتن.

همه این کارها بدون ایجاد تغییر در قانون اساسی انجام شد. در واقع در قانون اساسی هنوز هم دولت موظف به ایجاد کار، دادن خدمات تحصیلی و درمانی رایگان و حتی تامین مسکن بود اما این کار رو نمیکرد. دولت در طول این زمان تلاش کرد امکان رشد اقتصاد در بخش خصوصی رو ایجاد کنه و بیشتر بر روی زیر ساختهای صنعتی سرمایه گذاری کرد تا ارائه خدمات. دولتهای بعدی هم در ایران تقریبا همین مسیر رو پیش گرفتن، بخش بزرگی از وظایف دولت در قانون اساسی دیگر هیچ وقت اجرا نشد.

آیا قوانین ابتدای انقلاب در اقتصاد فعلی ایران قابل اجرا هستند؟

در پاسخ کوتاه خیر. ایران ساختار مالیاتی یک کشور سوسیالیستی را ندارد و درآمد نفتی هم کفاف هزینه های دولتی را نمی دهد (به ویژه با توجه به هزینه های نظامی بالایی که انجام می شود). راه حل ایده آل برای شرایط فعلی یک تغییر گسترده اقتصادی به یکی از شکل های زیر است:

حرکت به سمت اقتصاد سوسیالیستی: در این صورت باید درآمدهای مالیاتی کشور بیشتر شود. در ایران در حال حاضر تنها مالیات شرکتها دریافت می شود (که البته نسبتا بالاست). چند سالیست که دولت در تلاش برای دریافت مالیات ارزش افزوده است. این مالیات در حال حاضر ۱۰% است، در بیشتر اقتصادهای سوسیالیستی مالیات بر ارزش افزوده بیش از ۱۵% درصد است (مثلا در آلمان ۱۹% برای خدمات غیر ضروری). شکلهای دیگری از مالیات مانند مالیات بر اشخاص هم معرفی می شوند. در یک اقتصاد سوسیالیستی ممکن است مردم تا ۴۰% درآمدشان را هم مالیات بدهند. از طرف دیگر دولت موظف به تامین رفاه است. همه مدارس باید کاملا رایگان باشند و بیمارستان های دولتی دارای امکانات کاملا رایگان و کامل برای خدمات دهی به مردم باشند. دولت باید بیمه بیکاری به بیکاران پرداخت کند و برای یافتن کار برای آنها تلاش کند.

حرکت به سمت اقتصاد سرمایه داری: دولت مالیات را پایین آورده، شرکت های زیر مجموعه اش را خصوصی می کند و ایجاد بیمارستان ها و مراکز خدمات دولتی متوقف می شود. امکان دخالت های دولتی در همه بخش های اقتصادی گرفته میشود. تعرفه های دولتی پایین اورده می شود و امکان واردات ارزان تر ایجاد می شود. تسهیلات بیشتری به کسب و کارها داده می شود و فضای مناسب برای سرمایه گذاری خارجی در ایران ایجاد می شود.

دولت در واقع چه می کند؟

دولت در حال حاضر در حال افزایش مالیات است (به نظر می رسد قرار است مالیات ارزش افزوده تا ۱۷% بالا رود و ممکن است برنامه هایی برای مالیات بر اشخاص هم وجود داشته باشد) و از این طریق درآمدش را افزایش می دهد. شرکتهای بزرگ دولتی (مثل شرکتهای خودروسازی) هم خصوصی نشده اند و به نظر نمی رسد برنامه ای برای خصوصی سازی آنها وجود داشته باشد. پس دولت حرکتی به سمت اقتصاد سرمایه داری ندارد. میزان تسلط شرکت های شبه خصوصی هم روز به روز در حال افزایش است. باید دید این روند آیا به بهبود خدمات دهی دولت منجر می شود یا اقتصاد ایران همچنان به روند عجیب اجراییش ادامه می دهد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *