فردگرایی و زندگی مدرن

فرهنگ زندگی مدرن خیلی خوبه. به همراه خودش مفاهیمی رو داره که به پیشرفت بشر کمک میکنه و در کنارش رفاه رو به شدت افزایش میده. این فرهنگ از مفاهیم مختلفی تشکیل شده که یکیش فردگرایی یا individualism ه. فرد گرایی مفهوم بسیار بزرگیه اما به طور کلی بر روی خود  به جای گروه تمرکز میکنه. فردگرایی مخالف رفتار اجتماعی نیست اما به نوعی فرد رو بر جمع مقدم میکنه.

برای اینکه بتونم کمی در مورد تاثیر فرد گرایی توضیح بدم لازمه که تاثیرش در برخی از بعدهای زندگی رو نشون بدم. برای مثال میتونیم نحوه رفتار اعضای یه خانواده در یه خانواده سنتی ایرانی با یه خانواده مدرن ایرانی رو مقایسه کنیم. در خانواده سنتی ساختار خانواده به مراتب یکپارچه تره. اعضای خانواده به مراتب بیشتر در داخل خانواده معنی دارن تا به صورت افراد مجزا به همین دلیل هم رابطه و دخالت اونها در زندگی طرفین خیلی بیشتره (در فرهنگ قدیمی بچه ها معمولا با عنوان بچه فلانی شناخته میشن). یه پدر یا مادر سنتی به طور شخصی اهداف مشخصی در زندگی خودش نمی بینه و اهدافش در زندگی با اهداف خانواده یکیه. برای بچه ها این موضوع با گذشت سن کمتر میشه اما زمانی که خانواده خودشون رو تشکیل میدن همین ساختار برای اونها هم تکرار میشه.

در خانواده مدرن، این مفاهیم خیلی کم رنگ تر میشن. هر عضو خانواده به نوعی به دنبال اهداف خودش هم هست. مثلا ممکنه مادر خانواده دوست داشته باشه پیشرفت شغلی بکنه یا پدر خانواده تفریحات خارج از خانواده با دوستانش داشته باشه. برای بچه ها هم روند جدا شدن از خانواده خیلی زودتر و خیلی عمیق تر اتفاق می افته.

این شکل از فرهنگ مدرن در درون خودش باعث پیشرفت و رفاه شخصی میشه، اما از طرفی اسیب هایی هم داره. یکی از دلایل اصلی افزایش طلاق در جوامع مدرن، همین رواج فردگراییه. افراد در درون خانواده به جای اینکه نگه داشتن خانواده رو اولویت اول زندگیشون بدونن، رفاه خودشون رو اولویت اولیه میدونن که در نهایت گاهی منجر به تقابل منافع میشه (البته نمیشه گفت الزاما طلاق چیز بدیه!)

فردگرایی در مفهوم کار

در محیط کار هم مفهوم فردگرایی خیلی شدیده. من به شخصه هیچ وقت نتونستم با شکل تشدید شده از فرد گرایی در محیط کار کنار بیام اما بخش بزرگی از فرهنگ موفقیت به نوعی بر پایه فردگرایی ایجاد شده. مثلا همه افرادی که به نوعی داستان موفقیت افراد بزرگ در تجارت مثل بیل گیتس یا استیو جابز رو نقل میکنن، نوعی از فرهنگ افراطی از فردگرایی رو منتقل میکنن. فرهنگی که توی اون فقط فرد اصلی مهم بوده. در این فرهنگ همه میخوان استیو جابز باشن. اون افرادیکه در هر زمان و به هر نحو با استیو جابز کار کردن و به اون کمک کردن در این داستان ها هیچ نقشی ندارن و هیچ نفعی هم نبردن.

این شکل از فرد گرایی در فرهنگ مدرن، نوعی از فرهنگ عدم اتحاد و اعتماد رو ایجاد میکنه. طبیعتا هیچ کس دوست نداره در محیطی که همه امتیازات تنها برای یک فرد شمرده میشه، نقش نفر دوم رو داشته باشه. هر کس تلاش میکنه تا رویای خودش رو به شخصه شروع کنه، اما ساختن رویاها نیاز به افراد دیگه داره و بدون اونها نهایتا همه چیز از هم میپاشه.

این بخش از فردگرایی مردن رو من خیلی زیاد در فرهنگ استارتاپ ها میبینم. نه فقط در ایران، در همه دنیا فرهنگ استارت اپی به شکل بسیار شدیدی مبتنی بر یک فردگراییه که در اون نهایتا یک نفر (یا دسته بسیار کوچکی از افراد) منفعت کامل از حاصل تلاش گروه بزرگی از افراد رو میبرن.

کمونیسم در دوره ای تلاش کرد فرهنگی از رفتار جمعی و منفعت اشتراکی رو ایجاد کنه اما همه می دونیم که به نتیجه قابل قبولی نرسید. این یه واقعیته که فردگرایی به مراتب رویایی تر و انگیزه ساز تر از منفعت اشتراکیه. اما ممکنه این تب از فردگرایی نهایتا در جایی کمرنگ تر بشه و یا جاش رو به یه فرهنگ جدید بده.

1 دیدگاه برای «فردگرایی و زندگی مدرن»

  1. سلام.اول از همه اینکه وبلاگتون بسیار عالیه.همه ی پست هاشو خوندم.ثانیا بله
    به نظرم فرد گرایی برای یه خانواده ی ایرانی خوب نیست و بنیان خانواده رو از بین می بره.
    منتظر آپدیت شدن وبلاگتون هستم

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *